جزئیات مقاله

روش های افزایش جذب منگنز در پاتیل های سرریز در کوره های القایی

نویسنده : مدیریت ۱۴۰۵/۰۳/۲۱

بررسی جامع روش‌های افزایش جذب منگنز در پاتیل‌های سرریز کوره‌های القایی
در فولادسازی با کوره‌های القایی، کنترل ترکیب شیمیایی مذاب یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت فرآیند است. در میان عناصر آلیاژی، منگنز جایگاه ویژه‌ای دارد، زیرا علاوه بر هزینه بالای تامین این فروآلیاژ، نقش آلیاژی داشته و در فرآیند گوگردزدایی و کنترل ریزساختار نیز مؤثر است. با این حال، در بسیاری از واحدهای القایی، بخش قابل توجهی از منگنز افزوده شده به مذاب جذب نشده و به صورت اکسید وارد سرباره می‌شود. این مسئله نه تنها باعث افزایش مصرف فرومنگنز و هزینه تولید می‌شود، بلکه کنترل آنالیز نهایی را نیز دشوار می‌کند.
برخلاف کوره‌های قوس الکتریکی که امکان تشکیل سرباره احیایی و کنترل دقیق اتمسفر وجود دارد، در کوره‌های القایی و پاتیل‌های سرریز، مذاب در معرض تماس مستقیم با هوا قرار دارد و به همین دلیل شرایط برای اکسید شدن منگنز مساعدتر است. به همین علت راندمان جذب منگنز در بسیاری از واحدهای القایی بین 65 تا 80 درصد است، در حالی که با کنترل مناسب فرآیند می‌توان این مقدار را به بیش از 90 درصد رساند.
اساس مسئله از تمایل شدید منگنز به اکسید شدن ناشی می‌شود. منگنز از نظر ترمودینامیکی نسبت به آهن میل بیشتری برای ترکیب با اکسیژن دارد. در دماهای معمول فولادسازی، تشکیل اکسید منگنز کاملاً خودبه‌خودی است. 

 

به بیان دیگر، هر جا اکسیژن آزاد، اکسید آهن یا سرباره اکسیدی وجود داشته باشد، منگنز تمایل دارد به جای باقی ماندن در مذاب، به MnO تبدیل شود. 
بنابراین مهم‌ترین هدف در افزایش جذب منگنز، کاهش پتانسیل اکسیژن در کل سیستم است.

 

اکسیژن محلول در ذوب:
اکسیژن موجود در مذاب نخستین عامل اتلاف منگنز محسوب می‌شود. در بسیاری از ذوب‌های القایی، به دلیل استفاده از قراضه‌های زنگ‌زده یا نگهداری طولانی مذاب، مقدار اکسیژن محلول بالا می‌رود. هنگامی که فرومنگنز به چنین مذابی اضافه می‌شود، بخشی از آن بلافاصله با اکسیژن واکنش داده و اکسید می‌شود. 
به همین دلیل در واحدهای پیشرفته، قبل از افزودن منگنز عملیات اکسیژن‌زدایی انجام می‌شود. استفاده از فروسیلیس، آلومینیوم یا ترکیبی از این دو باعث مصرف اکسیژن محلول و آماده شدن شرایط برای جذب بهتر منگنز می‌شود. تجربه صنعتی نشان داده است که حتی در یک ذوب 10 تنی، انجام صحیح اکسیژن‌زدایی می‌تواند مصرف فرومنگنز را چندین کیلوگرم کاهش دهد.

 

سرباره ذوب:
عامل مهم بعدی، وضعیت سرباره است. بسیاری از اپراتورها تصور می‌کنند سرباره در کوره القایی اهمیت چندانی ندارد، اما در واقع سرباره یکی از اصلی‌ترین عوامل تعیین‌کننده بازیابی منگنز است. اگر سرباره حاوی اکسید آهن باشد، واکنش احیای آهن توسط منگنز به سرعت انجام می‌شود و منگنز وارد سرباره می‌گردد. هر چه FeO سرباره بیشتر باشد، اتلاف منگنز نیز بیشتر خواهد بود. در چنین شرایطی حتی افزایش مقدار فرومنگنز مصرفی نیز راه‌حل مؤثری نیست، زیرا بخش عمده منگنز اضافه شده مجدداً اکسید می‌شود. به همین دلیل حذف سرباره اکسیدی قبل از تخلیه مذاب و جلوگیری از ورود آن به پاتیل یکی از مهم‌ترین اقدامات برای افزایش جذب منگنز است.
از دیدگاه ترمودینامیکی، بازی بودن سرباره نیز اهمیت دارد. سرباره‌های بازی با نسبت بالاتر CaO به SiO₂ تمایل کمتری به نگهداری MnO دارند. در واحدهایی که امکان کنترل سرباره وجود دارد، افزایش بازی بودن سرباره می‌تواند به کاهش اتلاف منگنز کمک کند. البته در کوره‌های القایی این کنترل معمولاً محدودتر از کوره‌های قوس است، اما همچنان تأثیر قابل توجهی دارد.

 

دمای ذوب:
دما نیز یکی از متغیرهای کلیدی است. زمانی که فرومنگنز به مذاب با دمای پایین اضافه می‌شود، انحلال آن کندتر صورت می‌گیرد. در نتیجه ذرات فروآلیاژ مدت بیشتری در سطح مذاب باقی می‌مانند و فرصت بیشتری برای اکسید شدن پیدا می‌کنند. از سوی دیگر، افزایش بیش از حد دما نیز مطلوب نیست. در دماهای بسیار بالا، جذب اکسیژن از هوا افزایش یافته و نرخ اکسیداسیون سطحی مذاب بیشتر می‌شود. بنابراین همواره یک محدوده بهینه دمایی وجود دارد که در آن جذب منگنز حداکثر می‌شود. در اکثر فولادهای ساختمانی این محدوده بین 1580 تا 1650 درجه سانتی‌گراد قرار دارد.

 

افزودن فرومنگنز:
نحوه افزودن فرومنگنز شاید مهم‌ترین عامل عملیاتی در پاتیل‌های سرریز باشد. در بسیاری از کارگاه‌ها هنوز فرومنگنز پس از پر شدن کامل پاتیل روی سطح مذاب ریخته می‌شود. این روش اگرچه ساده است، اما از نظر متالورژیکی نامناسب محسوب می‌شود. ذرات فروآلیاژ ابتدا با هوا و سپس با سرباره تماس پیدا می‌کنند و بخشی از منگنز آن‌ها قبل از ورود به مذاب اکسید می‌شود. روش صحیح آن است که فرومنگنز در هنگام تخلیه مذاب از کوره و در مسیر جریان فلز اضافه شود. در این حالت انرژی جریان مذاب موجب فرو رفتن سریع فروآلیاژ در داخل حمام فلزی شده و زمان تماس آن با هوا به حداقل می‌رسد. بسیاری از کارخانه‌ها تنها با تغییر زمان و محل افزودن فرومنگنز توانسته‌اند بازیابی را 5 تا 10 درصد افزایش دهند.

 

کیفیت فروآلیاژ:
کیفیت فیزیکی فروآلیاژ نیز نقش مهمی ایفا می‌کند. وجود رطوبت در فرومنگنز علاوه بر خطرات ایمنی، باعث افت موضعی دما و ایجاد شرایط نامطلوب برای انحلال می‌شود. به همین دلیل خشک کردن فروآلیاژ پیش از مصرف ضروری است. پیش‌گرم کردن فرومنگنز تا حدود 250 تا 400 درجه سانتی‌گراد معمولاً مفید است، زیرا رطوبت را حذف کرده و سرعت انحلال را افزایش می‌دهد. با این حال، پیش‌گرم کردن تا حدود 700 درجه در هوای آزاد می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. در این دما سطح فروآلیاژ به تدریج اکسید شده و بخشی از منگنز به MnO تبدیل می‌شود. بنابراین اگر دماهای بالا برای پیش‌گرم انتخاب شود، باید از اتمسفر خنثی یا احیایی استفاده گردد.

 

دانه بندی فروآلیاژ:
اندازه ذرات فرومنگنز نیز از نظر سینتیکی اهمیت دارد. ذرات بسیار ریز به دلیل سطح ویژه زیاد، به سرعت اکسید می‌شوند و بخشی از آن‌ها وارد سرباره می‌شود. در مقابل، قطعات بسیار درشت ممکن است قبل از ریخته‌گری به طور کامل حل نشوند. مطالعات صنعتی نشان داده‌اند که دانه‌بندی متوسط، معمولاً در محدوده 10 تا 40 میلی‌متر، بهترین تعادل را بین سرعت انحلال و حداقل اکسیداسیون ایجاد می‌کند.
یکی از ویژگی‌های خاص پاتیل‌های سرریز، سطح آزاد زیاد مذاب و تماس مداوم آن با هوا است. این موضوع موجب افزایش جذب اکسیژن و در نتیجه افزایش احتمال اکسید شدن منگنز می‌شود. هر چه زمان ماند مذاب در پاتیل بیشتر باشد، این اثر شدیدتر خواهد بود. به همین دلیل در واحدهای موفق، فاصله زمانی بین پایان آلیاژسازی و شروع ریخته‌گری تا حد ممکن کاهش داده می‌شود. در برخی کارخانه‌ها این زمان به کمتر از پنج دقیقه محدود شده است.

 

پدیده گردابی:
پدیده گردابه در پاتیل‌های سرریز نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. هنگامی که سطح مذاب پایین می‌آید، گردابه‌ای در نزدیکی دهانه خروج تشکیل می‌شود که می‌تواند هوا را به داخل مذاب بکشد. این هوای ورودی نه تنها باعث افزایش اکسیژن محلول می‌شود، بلکه شرایط اکسیداسیون شدید موضعی را نیز فراهم می‌کند. جلوگیری از تشکیل گردابه از طریق طراحی مناسب پاتیل و کنترل نحوه تخلیه می‌تواند نقش مهمی در حفظ بازیابی منگنز داشته باشد.
استفاده از پوشش‌های محافظ سطح مذاب نیز در بسیاری از کارخانه‌ها نتایج مثبتی داشته است. این پوشش‌ها علاوه بر کاهش افت حرارتی، مانع تماس مستقیم مذاب با هوا می‌شوند. کاهش تماس با اکسیژن محیط باعث کاهش نرخ تشکیل MnO و افزایش جذب منگنز می‌گردد.

 

توالی افزودن فروآلیاژها:
نکته‌ای که در بسیاری از واحدها کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، توالی افزودن فروآلیاژها است. اگر فرومنگنز قبل از انجام اکسیژن‌زدایی اضافه شود، بخش قابل توجهی از آن مصرف واکنش با اکسیژن خواهد شد. بهترین توالی معمولاً شامل افزودن فروسیلیس، سپس آلومینیوم و در نهایت فرومنگنز است. این ترتیب باعث می‌شود منگنز در شرایطی وارد مذاب شود که اکسیژن فعال به حداقل رسیده است.

 

از دیدگاه اقتصادی، افزایش بازیابی منگنز تأثیر قابل توجهی بر هزینه تولید دارد. برای مثال در یک واحد با تولید سالانه 50 هزار تن فولاد، افزایش تنها 5 درصدی بازیابی منگنز می‌تواند سالانه چند ده تن صرفه‌جویی در مصرف فرومنگنز ایجاد کند. با توجه به قیمت بالای فروآلیاژها، این مقدار صرفه‌جویی از نظر اقتصادی بسیار قابل توجه است.
در نهایت می‌توان گفت که جذب منگنز در پاتیل‌های سرریز کوره‌های القایی نتیجه یک عامل منفرد نیست، بلکه حاصل مجموعه‌ای از عوامل متالورژیکی و عملیاتی است. کنترل اکسیژن محلول، حذف سرباره اکسیدی، تنظیم دمای مناسب، انتخاب روش صحیح افزودن فروآلیاژ، کنترل دانه‌بندی و پیش‌گرم کردن مناسب فرومنگنز، کاهش زمان ماند مذاب در پاتیل و جلوگیری از تماس غیرضروری مذاب با هوا، همگی به صورت هم‌زمان در افزایش بازیابی منگنز نقش دارند. تجربه واحدهای صنعتی موفق نشان می‌دهد که اجرای هماهنگ این اقدامات می‌تواند بازیابی منگنز را از حدود 70 درصد به بیش از 90 درصد افزایش دهد و علاوه بر کاهش هزینه‌ها، پایداری کیفیت محصول نهایی را نیز بهبود بخشد.

ارسال دیدگاه :
لوگوی شبکه اجتماعی واتس آپ