مقدمه
سالهاست در حاشیهی هر گفتگوی صنعتی، این پرسش را از خودم میپرسم: صنعت فولاد و فروآلیاژ ایران، با همه دانشی که در دل کارخانهها و ذوبریزیهایش انباشته شده، چرا هنوز آن طور که شایسته اش است، در نقشه جهانی دیده نمیشود؟ پاسخ این پرسش را نه در شعار، که در تجربهی سالها حضور و غیاب در بازارهای بینالمللی یافته ام.
این مقاله را از سر دلمشغولی یک مدیر می نویسم، نه یک متخصص بازاریابی. دل مشغولیام این است که تصمیمهایی که امروز دربارهی حضور یا عدم حضور در یک نمایشگاه بینالمللی میگیریم، فردا در قالب فرصتهای از دست رفته یا به دست آمده، به ما بازمیگردند. در صنعتی که نوسانات جهانی، تحریمها و رقابت فشرده منطقهای هر روز معادلات را تغییر میدهند، نشستن در دفتر کار و تنها از پشت گزارش ها به بازار نگاه کردن، دیگر کافی نیست.
فایل کامل مقاله را از طریق دکمه زیر دریافت فرمایید.